تبلیغات اینترنتیclose
اشعار سید حسن حسینی-2
پیچک ( سید حسن حسینی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شام غریبان


سکوت
سنگین و پرهیاهو

صف می‌آراست
گلوی شورشی تو

در خط مقدم فریاد
بر یال ذوالجناح باد

دستی دوباره می‌کشید
و زیر تابش خورشید
آه از نهاد علقمه برمی‌خاست!


 سید حسن حسینی

http://arashepeyman.blogfa.com/9009.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 413

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

راز رشید

*

به گونه‌ی ماه
نامت زبان‌زد آسمان‌ها بود

و پیمان برادریت
با جبل نور

چون آیه‌های جهاد
محکم

تو آن راز رشیدی
که روزی فرات

بر لبت آورد
و ساعتی بعد

در باران متواتر پولاد
بریده بریده

افشا شدی
و باد

تو را با مشام خیمه‌گاه
در میان نهاد

و انتظار در بهت کودکانه‌ی حرم
طولانی شد

تو آن راز رشیدی
که روزی فرات

بر لبت آورد
و کنار درک تو
کوه از کمر شکست

 

سید حسن حسینی

http://arashepeyman.blogfa.com/9009.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 383

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

اشتباه

شاعری قبله‌نما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!

*

آرامش

شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!

*

سرقت

شاعری
آینه‌ای را دزدید
روی آیینه مسروقه نوشت:
بیدلی در همه احوال خدا با او بود!

*

براعت استهلال

تاجری
مجلس تفسیر گذاشت
ابتدا
فاتحه بر قرآن خواند!

*

رابطه

شاعری ضربت خورد
تاجری شعر شناس
در ته حجره خود
شربت خورد !

*

ذوق

شاعری خانه نداشت
در خیابان خوابید
شهرداری سر ذوق آمد
و اقدامی کرد!

*

جابجایی

نانوائی ز قضا شاعر شد
شاعری را غم نان
کاسب کرد!

*

ترحم

شاعری خرما را
با خدا قافیه کرد
تاجران رحم به حالش کردند
ناقدان شاعر سالش کردند!

*

طبق معمول

شاعری پول نداشت
ناصحانش گفتند:«لا اقل حال بده!»
طبق معمول نداشت !

*

سرعت چاپ

شاعری بیل به دست
در ستیزی ابدی
با خودش می جنگید
زخم می خورد و به رسم فقرا خون می داد!
کند ذهنی که به تندی قلمش می چرخید
هر کتابی می ساخت‌ ـ بر سر چاپ نمی کرد درنگـ
تیز بیرون می داد!

 

سید حسن حسینی

http://esamasih.blogfa.com/cat-3.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 160

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شاعر

*
 

در اتوبان سلوک
شاعري هروله اي کرد و گذشت
زاهدي چپ شد و مرد
عارفي پنچري روح گرفت.
 
شاعري شعر جهاني مي گفت
 هم بدان گونه که مي افتد و داني مي گفت
 
شاعري شوريده
از خودش بر مي گشت
کاغذي در کف داشت
پي يک شاعر ديگر مي گشت
 
پيش چشم شاعر
جدولي حل مي شد
عشق مختل مي شد!
 
شاعري شايعه بود
نقد تکذيبش کرد!
 
تاجري سر مي رفت
شاعري حل مي شد
ناقدي نيزه به دست
در المپيک غم اول مي شد.
 
شاعري خم مي شد
منشي قبله ي عالم مي شد!
 
شاعري خون مي گفت
زاهدي ايدر و ايدون مي گفت
قصه ي ليلي و مجنون مي گفت!
 
سالکي خسته به دنبال حقيقت مي رفت
در مجاري اداري گم شد!
 
شاعري مادر شد
پدر بچه ي خود را سوزاند!
 
شاعري ني مي زد
عارفي مي ناليد
زاهدي بست پياپي مي زد!
 
تاجري مجلس تفسير گذاشت
ابتدا فاتحه بر قرآن خواند!

 

سید حسن حسینی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 154

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

                                                                                                            
طريقت نو


 *

زاهدي نوبنياد
راه و رسم عرفا پيشه گرفت

لنگ مرغي برداشت
و به آهنگ حزين آه کشيد:

«مرغ باغ ملکوتم نيم از عالم خاک!»

 

 


  سيد حسن حسيني     

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 213

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


                                                                                                                
شمشير باستاني


 *

در جايگاه تنگ فراموشي
در خواب سرد زنگ

فرو بودم
دستي مرا کشيد

با خون خصم
دستي مرا جلا داد

من
شمشير باستاني شرقم

اصحاب آفتاب بر قبضه‌ي قديمي من کندند:
«ياران مصطفي

شمشير زرنگار
حمايل نمي‌کنند...»

من
شمشير باستاني شرقم:

پرورده‌ي مصاف
بي‌زار از غلاف!

 

سید حسن حسینی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 318

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تحويل سال
 *

فردا صبح بهار تحويل مي شود
غروبي که فقط چهل و هفت بهار تکرار شده است!!!

ماهي ها دل تنگ!
سير ها و سنجد ها در پلاستيک

بهار در دور دست ها
در راه پله ها

بوي تند سبزي پلو
پيچيده

تشديد پررنگي روي تنهايي من!
مقابل آئينه مي ايستم

و از بهارهاي رفته خجالت مي کشم!
زبان تلفن بند آمده !

انگشت ها به مرخصي نوروزي رفته اند!
 حلقه اي در دهن چاه توالت افتاد

کيميا را بنگر!
تاجري تا آرنج
دست در خون دل دنيا کرد!

 

سید حسن حسینی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 139

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

هر چند كه از آينه بي رنگ تر است

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

بشكن دل بي نواي ما را اي عشق

اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است

 

سيد حسن حسيني  

http://lukebadshans.blogfa.com/88011.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 232

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


ديروزت اگر رو به قتال آورديم  

 در پاسخ تو زبان لال آورديم

امروز به خيمه گاه آن دعوت ناب  

 صد علقمه لبيك زلال آورديم

 

سید حسن حسینی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 227

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

فلق

 

با ديو سياه شب در اويخته ايم

در کام فلق باده ي خون ريخته ايم

از باد سحر نشان ما را جوييد

ما با نفس صبح در اميخته ايم

 

سید حسن حسینی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-2, | بازديد : 204

صفحه قبل 1 صفحه بعد