تبلیغات اینترنتیclose
در وجود هم فشرده مي‏شديم ( سید حسن حسینی )
پیچک ( سید حسن حسینی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


«رستخيز روح»
 

در وجود هم فشرده مي‏شديم

زنده مي‏شديم و مرده مي‏شديم

 گرم و پر توان، به سوي بي نشان

روي تخت باد، برده مي‏شديم

 نبض زندگي زبانه مي‏کشيد

فارغ از جهان مرده مي‏شديم

 لحظه‏هاي گُر گرفته مي‏جهيد

يک نفس اگر فسرده مي‏شديم

 در ميان دست‏هاي روز و شب

چون صدف به هم فشرده مي‏شديم

 روح ما فرشته بود- اگرچه باز-

از زمينيان شمرده مي‏شديم

مثل نان پخته اي در آسمان

داغِ داغِ داغ خورده مي‏شديم

در فرود آسمان به دست خاک

چون امانتي سپرده مي‏شديم

آسمان دوباره مي‏ستاندمان

سوي اصل خويش برده مي‏شديم

خون مان به پاي ساقه مي‏چکيد

لاله‏هاي زخم خورده مي‏شديم

 رستخيز روح بود و حشر تن

زنده مي‏شديم و مرده مي‏شديم ...

 

 

سید حسن حسینی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-4 , | بازديد : 396