تبلیغات اینترنتیclose
شاعری -4( سید حسن حسینی )
پیچک ( سید حسن حسینی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

در اتوبان سلوک
شاعري هروله اي کرد و گذشت
زاهدي چپ شد و مرد
عارفي پنچري روح گرفت.
 
شاعري شعر جهاني مي گفت
 هم بدان گونه که مي افتد و داني مي گفت
 
شاعري شوريده
از خودش بر مي گشت
کاغذي در کف داشت
پي يک شاعر ديگر مي گشت
 
پيش چشم شاعر
جدولي حل مي شد
عشق مختل مي شد!
 
شاعري شايعه بود
نقد تکذيبش کرد!
 
تاجري سر مي رفت
شاعري حل مي شد
ناقدي نيزه به دست
در المپيک غم اول مي شد.
 
شاعري خم مي شد
منشي قبله ي عالم مي شد!
 
شاعري خون مي گفت
زاهدي ايدر و ايدون مي گفت
قصه ي ليلي و مجنون مي گفت!
 
سالکي خسته به دنبال حقيقت مي رفت
در مجاري اداري گم شد!
 
شاعري مادر شد
پدر بچه ي خود را سوزاند!
 
شاعري ني مي زد
عارفي مي ناليد
زاهدي بست پياپي مي زد!
 
تاجري مجلس تفسير گذاشت
ابتدا فاتحه بر قرآن خواند!

 

 

سید حسن حسینی

http://jahanara444.blogfa.com/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-5 , | بازديد : 486