تبلیغات اینترنتیclose
شاعری-5 ( سید حسن حسینی )
پیچک ( سید حسن حسینی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 اسفند 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 


شاعری خون قی کرد

تاجری دید و خیال می کرد

گربه ای دور لبش را لیسید

عابری راه خودش را طی کرد

 


 شاعری قبله نما را گم کرد

سجده بر مردم کرد


 

تاجری مجلس تفسیر گذاشت

ابتدا فاتحه بر قرآن خواند !


 

جمع درباره اثبات وجود ازلی گپ می زد

ژنده پوشی طلب برهان کرد

شاعری شعری گفت

عاشقی آه کشید

عارفی هو هو کرد

تاجری دسته چکش را رو کرد


 

 شاعری خرما را با خدا قافیه کرد

تاجران رحم به حالش کردند

ناقدان شاعر سالش کردن


 

شاعری می لنگید

ناقدی نان می خورد

تاجری " پسته خندان می خورد "


 

شاعر لب تشنه ز دریا می گفت

اهل بیت سخنش را به اسارت بردند


 

تاجری اره برقی برداشت

پای یک منظره را امضا کرد !


 

شاعری رفت به ده

برکت  از گندم آبادی رفت

کدخدا شاعر شد

 

سالکی خسته به دنبال حقیقت می گشت

در مجاری اداری گم شد

 

در اتوبان سلوک

شاعری هروله ای کرد و گذشت

زاهدی چپ شد و مرد

عارفی پنچری روح گرفت


و زمین می گردید

عارفی جان می داد

شاعری می پژمرد

زاهدی غسل جنابت می کرد

و زمین می گردید

 

 

 سید حسن حسینی

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید حسن حسینی-5 , | بازديد : 501