پیچک ( سید حسن حسینی )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- مُرده پرست نی ام! ( سید حسن حسینی )
- جز آرزوی وصل تو یک دم نمی کنم ( سید حسن حسینی )
- می روم مادر که اینک کربلا می خوانَدَم ( سید حسن حسینی )
- هم صدا با حلق اسماعیل( سید حسن حسینی )
- مردم، خریدار خرده حرف های عتیقه اند( سید حسن حسینی )
- تنهایی از تمام زوایا نفوذ کرد( سید حسن حسینی )
- گفتی گه: که در این زمانه باید نان داشت ( سید حسن حسینی )
- فانوس بود و من ( سید حسن حسینی )
- کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت( سید حسن حسینی )
- گفته بودند به ما می کُشد در همه کس ( سید حسن حسینی )
- دلا دیدی آن عاشقان را؟ ( سید حسن حسینی )
- حیف است از تکاپو طرفی نبسته مردن( سید حسن حسینی )
- گرچه نا آکاه خنجر می‌زنند( سید حسن حسینی )
- باز کن دیده ی خود را بنگر ( سید حسن حسینی )
- دی شیخ با چراغ... ( سید حسن حسینی )
- کوه صبور فاجعه می دانست ( سید حسن حسینی )
- از خیمه گاه زخمی آب( سید حسن حسینی )
- سه سالي ميگذشت( سید حسن حسینی )
- در ويرانه خفته بوديم ( سید حسن حسینی )
- ..در شگفت باش ( سید حسن حسینی )
- دلم از هجاها گرفته است( سید حسن حسینی )
- چلچله ها از مرخصي بازنگشتند( سید حسن حسینی )
- بامدادان صلاي سفر را ( سید حسن حسینی )
- به آینده اشارتی روشن بود ( سید حسن حسینی )
- ده فرمان جهاد : هرم جاری همت یارانم ( سید حسن حسینی )
- محرّم چو زد خيمه در حال من( سید حسن حسینی )
- بنگر كه چگونه من رها كرد و گذشت ( سید حسن حسینی )
- آلاله خجل ، ز روي كلام تو شد ( سید حسن حسینی )
- لب تشنه ام از سپيده آبم بدهيد ( سید حسن حسینی )
- عالم همه خاك كربلا بايد مان ( سید حسن حسینی )
- آن جمله چو بر زبان مولا جوشيد ( سید حسن حسینی )
- ز بس فتنه از پیش و پس می رسد( سید حسن حسینی )
- شاعری -6( سید حسن حسینی )
- دلم می خواهد زن باشم! ( سید حسن حسینی )
- شاعری-5 ( سید حسن حسینی )
- من کزين فاصله غارت شده ي چشم تو ام ( سید حسن حسینی )
- شاعری -4( سید حسن حسینی )
- خورشید تبعیدی به زندان افق بود( سید حسن حسینی )
- به نام خدا خسته ام دوستان( سید حسن حسینی )
- تکلیف اتاق تاریک را( سید حسن حسینی )
- در شبی سرد چو مرگ ( سید حسن حسینی )
- هشدار كه يار نااميدي نشوي ( سید حسن حسینی )
- گر بر ستم قرون برآشفت حسين (ع)( سید حسن حسینی )
- بشتاب برادر دليرم! بشتاب( سید حسن حسینی )
- روزي که ز درياي لبش دُر مي رفت( سید حسن حسینی )
- از پشت ميله‏ ها به تماشاي من بيا( سید حسن حسینی )
- در وجود هم فشرده مي‏شديم ( سید حسن حسینی )
- گر چه نا آگاه خنجر مي زنند( سید حسن حسینی )
- شاعري-3( سید حسن حسینی )
- آن دم كه به سوي رزمگه باره كشيد ( سید حسن حسینی )
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد